بازمانده روز
راهی که به بهشت میرود نزدیک است، من به آن راه دور دست میروم راهی که تنها به خدا میرسد....
به بهانه ۱۴ آبان ، روز ملی فرهنگ عمومی. شوراي فرهنگ عمومي كه مصوب عاليترين تصميمگيري در مسائل فرهنگي كشور يعني شوراي عالي انقلاب فرهنگي ميباشد وظيفه سياست گذاري، هدايت و نظارت فرهنگ عمومي كشور را به منظور تحقق اهداف و اجراي سياستهاي فرهنگي كشور به عهده دارد. این شورا ۱۴ آبان را روز فرهنگ عمومی نامگذاری کرده است.به همین خاطر دنبال چند تا تعریف در باره فرهنگ و فرهنگ عمومی گشتم تا حداقل توی این روز یه فعالیتی در این زمینه کرده باشم بحث درباره « فرهنگ عمومي » همچون بحث درباره تعريف « فرهنگ »، نميتواندبه راحتي مارا به نتيجه قطعي و روشني برساند . اگر از مناقشات و اختلاف ديدگاهاي عيمقي كه در مورد تعريف «فرهنگ » وجود دارد، صرف نظر كينم ، ولي لازم است براي نزديك شدن به توافقي در مورد تعريف « فرهنگ عمومي»، را از نظر بگذاريم . اجمالاً در بسياري از تعاريف فرهنگ ، اين ويژگيها يافت ميشود : الف) فرهنگ ، يك امر معنوي است. روحي است كه در رفتارها ، نگرشها ، برخوردها و ساير شئون افراد جامعه ، متجلي ميشود. ب) فرهنگ ، يك امر اجتماعي است . نميتوان فرهنگ را به يك فرد نسبت داد. مضاف اليه لفظ «فرهنگ » همواره يك گروه ، قشر ،قوم ، ... ميباشد . ج)فرهنگ يك امر سيّال است. قابليت رشد و ارتقاء يا انحطاط و ابتذال دارد. د) مفهوم «فرهنگ»به خودي خود ، بار ارزشي ندارد و به همين دليل ، اولاً : هيچ طايفه و قشرو قومي نميتوان بدون فرهنگ ناميد و ثانياً : مي توان فرهنگ ها را بر اساس چارچوب ها ومعيارهائي ، مورد سنجش قرار دادو ارزش گذاري كرد. ه)«فرهنگ »، يك امر مقطعي و خلق الساعه نيست . ضمن اينكه تغيير پذير است ولي جنبه ميراثي آن ، بسيار بارز و قوي است . و)فرهنگ ، پايهدارترين .جه جامعه است و بناراين تغييرات آن كهنه است . و هرگز شبه، فرهنگ جامعه تغيير نميكند. ز)«فرهنگ »، يك امر «تحقيق يافته » است . فرهنگ يك جامعه، ناظر به كيفيت موجود در آن جامعه است . واقعيتي است كه اكنون در آن جامعه وجود دارد . همين ويژگي، يكي از وجوه مميز بين «دين » يا «ايدئولوژي »ميباشد. زيرا «دين » يك امر حقيقي ناظر به الگو و وضعيت مطلوب براي آدمي است حال آن كه فرهنگ يك جامعه هيچگاه كمال يافته مطلق و مطلوب نيست بلكه همواره قابليت تكامل دارد. ح) فرهنگ در عين اينكه يك امر واحد است، ولي مركّب و مؤلف از عناصري است كه هر كدام،ميتواند ارزش گذاري، و مثبت يا منفي تلقي گردد. آنچه به عنوان فرهنگ ناميده ميشود ، برآيندي است از اين جهات يا عناصر مثبت يا منفي . وجه به اين خصوصيات در مقوله «فرهنگ » نتايجي پربار به دنبال دارد كه به برخي از آنها اشاره ميشود : 1ـ فرهنگ هر جامعهاي، لاجرم دستخوش تغييرات و دگرگونيهايي ميباشد كه ممكن است در مجموع، جهت مثبت داشته باشد يا منفي. 2ـ اين تغييرات ، تصادفي و بدون علت نميباشد . ممكن است تغييرات فرهنگي غير مترقبه باشد و بخاطر تلقيها ويا تحليلهاي ناقص و غلط ، تصادفي تلقي گردد ولي قانونمندي عام هستي در اين عرصه هم به طور تام و تمام حاكم است و پديدهها وحوادث فرهنگي را قم ميزند . 3ـ اما اين بدان معني نميباشد كه مردم يا كانونهاي تأثير گذارفرهنگي يا دولتها و برنامهريزان، ... همواره كليه جهتگيريهاي فرهنگي را در اختبار خود دارند . بلكه هر كدام از اين عوامل، باشرايط خاص و به يك نسبتي ، در سمت دهي فرهنگي جامعه، نقشي دارند . 4ـ هنگامي كه اين نقش، آگاهانه و با اراده بخواهد اعمال شود. اين سئوال مطرح ميشود كه :« با چه هدفي و بر اساس چه الگويي ؟ اگر اصلاح فرهنگ ، ممكن است ، بايد قبلاً معلوم شده باشد كه صلاح و فساد ، نيك و بد ، مثبت و منفي، چيست كه بتوان برمبناي آن، مصداق اصلاح فرهنگ را پيدا كرد . به اهداف نزديك شد. 5) رابطه «دين » و « فرهنگ » همين جا خود را نشان ميدهد كه در يك جامعه ديني و نظام اجتماعي و سياسي كه قرار است دين ، حاكم باشد، براي اصلاح فرهنگ، ديديگاهها، ارزشها و احكام ديني بايد ملاك و چارچوب اصلي باشد . و دراين باب اصلاً نميتوان تسامح را روادانست و چارچوبهاي التقاطي و آفتزده را مبنا قرار داد. به اين نكات، درباب « اصلاح فرهنگ عمومي بايد پرداخت شود و ما اينك در صدد يافتن تعريفي براي «فرهنگ عمومي » هستيم . میتونین برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب سر بزنید دیروز یکی از دوستان ما با ما وداع کرد برای همیشه ، دیروز اورا به خاک سپردیم و در غم رفتنش به سوگ نشستیم خیلی دنبال مطلب یا شعری برای این پست گشتم اما... جیزی پیدا نکردم که گوشه ای از غم مارو به تصویر بکشه. از شما می خوام برای شادی روح مسعود پسر 22 ساله ای که 16 روز بعد از تولدش زندگی رو بدرور گفت دعا کنید ممنون رو حش شاد... این روزها به هر وبلاگی که سر میزنم ، یا متنی رو می خونم همه از از خاطره های مدرسه نوشتن از روز اول مدرسه ها .این خاطره ها منو بردند به مدرسه قدیمی مون. به یاد روزهای اول مهر.مهسا و الهه صمیمی ترین دوستام بودند. قیافه تک تک شون یادمه، مهسا ، گیلدا ,الهام ، الهه.گریه بچه ها ، هنوز برام سؤاله واسه چی گریه میکردن؟ شکلاتی که تو گلوی یکی از بچه ها گیر کرده بود،وای چقدر ترسیده بودیم املایی که برای اولین و آخرین بار تو دبستان 18 شدم و چقدر به خاطرش گریه کردم وای خدا جون یادش بخیر با اینکه بیش از4 سال از روز های رفتن به مدرسه نگذشته ، این اولین سالی که این حس غریب رو نسبت به مهرو اول مهر دارم.یه دلیلش اینه که هر چی از اون روزا میگذره دلتنگی آدما هم نسبت به اون بیشتر میشه،اما دلیل دیگش اینه که امسال برادر زاده من(امیررضا) برای اولین بار پا به مدرسه گذاشت.شورو شوقی که تو چشما ش و توی رفتاراش میبینم مثل من بود روزیکه برای اولین بار میخواستم برم مدرسه. قطعا اون با من خیلی فرق داره، اون خواهر یا برادر بزرگتر از خودش نداره،در حالی که وقتی من به مدرسه رفتم با توجه به این که فرزند آخر خانواده بودم کا ملا با مدرسه اشنایی داشتم حتی چند بار همراه مامانم به مدرسه رفته بودم، توی سالنش راه رفته بودم ، توی حیاطش دویده بودم. اما بچه های نسل من با بچه های نسل امیررضا فرق میکنن.خیلی از اونا قبله اینکه برن مدرسه می تونن بخونن ، با کامپیوتر خیل راحت کارمی کنن، با موبایل آشنایی کامل دارند.و روابط اجتماعی رو بلدن. اونا از خیلی چیزا سر در میارن ، از احمدی نزاد و موسوی میگن .درباره اوباما صحبت میکنن،از نبود بنزین و گرونی مسکن تا خورد و خوراک زندگیشون رنگ آدم بزرگا به خودش گرفته.کاش اینطور نبود.کاش میشد اونا فقط بازی کنن،بچگی کنن ،وقتی شیشه همسایه رو میشکنن،به جای اینکه فرار کنن تو خونه، یا کمال آرامش نرن عذر خواهی کنن ،بگن بخشید ، اتفاقه دیگه، واسه همه پیش میآد،بابام میاد پولشو حساب میکنه،تازه اگه خودش دست تو جیبش نکنه پول شیشه رو در بیاره بده به آقای همسایه. ماهم نسبت به نسل های قبلیمون فرق کردیم. این قافله به کجا میره....
شعر ها و ترانه هایی که خاطره های مهر ماه و زنده میکنن. میرم مدرسه میرم مدرسه کیفام پر فندق و پسته و باز هم قیصر امین پور بازآمد باز آمد بوی ماه مدرسه بوی شادیهای راه مدرسه و عکس های خاطره انگیز کیوان یا زُحَل، پس از مشتری، دومین سیاره بزرگ منظومه شمسی ماست و ششمین سیاره دور از خورشید میباشد. کیوان یک گلوله گازی غولپیکر است و چگالی اش بسیار کم است ، به طوری که اگر روی آب بیفتد روی آب می ماند. یک روز کامل در کیوان برابر ۱۰ ساعت و ۳۹ دقیقه در زمین میباشد و بر خلاف آن یک سال آن برابر ۲۹٫۵ برابر سال زمینی میباشد. از آنجایی که مدار استوایی کیوان تقریبآ همانند زمین در ۲۷ درجه میباشد ولی تغییرات زاویه سیاره نسبت به خورشید شبیه به زمین میباشد و در این سیاره نیز همان چهار فصل مشاهده میشود. جرم سیاره کیوان همانند مشتری از گاز میباشد و بیشترین گازی که در جو آن سیاره موجود است هیدروژن میباشد و کمی هم هلیوم و متان. جرم حجمی سیاره کیوان از آب کمتر میباشد و از این بابت در نوع خود در میان دیگر سیارات سامانه خورشیدی یگانه میباشد. به علت سرعت حرکت کیوان به دور خود در قطبهای آن نوعی حالت تختی مشاهده میشود. کیوان از جنبههای زیادی شبیه مشتری است، جز اینکه در اطراف آن چندین حلقه شگفت انگیز وجود دارد. جرم کیوان، صد برابر جرم زمین است. آنکه می گوید دوستت دارم خنیاگر غمگینی ست که آوازش را از دست داده است. ای کاش عشق را زبان ِ سخن بود هزار کاکلی شاد در چشمان توست هزار قناری خاموش در گلوی من. عشق را ای کاش زبان ِ سخن بود آن که می گوید دوستت دارم دل اندُه گین شبی ست که مهتابش را می جوید ای کاش عشق را زبان ِ سخن بود هزار آفتاب خندان در خرام ِ توست هزار ستاره ی گریان در تمنای من. عشق را ای کاش زبان ِ سخن بود ![]()
ادامه مطلب



در آسمان شب زمین، کیوان به دلیل اندازه بزرگ , دارای جوی درخشان است. زیبایی آسمان کیوان به خاطر نوارهای روشن حلقههای اطراف آن و نیز به خاطر قمرهای زیادش است.

| Design By : Night Skin |


